X
تبلیغات
دانلود مداحي - امام زمان
شیوه‌های یاری امام مهدی (ع‍ج) - انتظار ظهور امام زمان , وظایف منتظران امام زمان ,

امام زمانآیا یاری امام عصر(ع) كه خود مظهر قدرتِ یزدان و مظهر سیطره و چیرگی خدای جبار است، از طرف ما بندگانِ ضعیف امكان پذیر است؟
از برترین اقسام یاری امام زمان(ع)، دعا در تعجیل فرج آن حضرت است و بدیهی است كه از شرایط استجابت دعا، تقوا است.

معنای یاری امام زمان(ع)مرحوم فقیه ایمانی كتاب خود را با این سؤال اساسی شروع می‌كند كه: آیا یاری امام عصر(ع) كه خود مظهر قدرتِ یزدان و مظهر سیطره و چیرگی خدای جبار است، از طرف ما بندگانِ ضعیف امكان پذیر است؟ در پاسخ، با استناد به آیاتی چند می‌نویسد: «خداوند خود در قرآن كریم فرموده: «إن تنصروا الله ینصركم و یثبّت أقدامکم؛ اگر خداوند را یاری كنید، او نیز شما را یاری كرده و گام‌هایتان را ـ در سلوك راه حق ـ ثابت و پایدار نگاه می‌دارد». ممكن است این سؤال در ذهن كسی خطور كند كه خداوند متعال كه خود بی‌نیاز مطلق است و احتیاج و نیاز در ذاتِ مقدّس او راه ندارد و معقول و پذیرفتنی هم نیست؛ چگونه چنین درخواستی را از بندگان خود نموده است؟»

اشاره:
«لواءُ الانتصار» یا شیوه‌های یاری قائم آل محمّد(ع) نام كتابی است كه به قلم یكی از شیفتگان و ارادتمندان امام عصر(ع) تألیف شده است. مرحوم آیت الله میرزا محمّدباقر فقیه ایمانی اهتمام و عنایت فراوانی به ذكر فضایل و مناقب امام زمان داشت و در تمام عمر در فراق و انتظار یوسف زهرا(ع) دلی سوزان و اشكی ریزان داشت و از ویژگی‌های آن منتظر راستین این بود كه با هر بهانه‌ای دل‌ها را متوجه آن امام مهربان می‌كرد. ایشان 70 جلد كتاب و رساله نوشت كه نیمی از آنها به موضوعات مهدویت مربوط می‌شود. از آنجایی كه پیش از این، در مقاله دیگری با عنوان «جانِ شیفته» به شرح احوال و آثار این عبدصالح خدا پرداخته شده است، در این نوشتار تنها گزارشی از كتاب «شیوه‌های یاری قائم آل محمّد» آورده می‌شود.


معنای یاری امام زمان(ع)
مرحوم فقیه ایمانی كتاب خود را با این سؤال اساسی شروع می‌كند كه: آیا یاری امام عصر(ع) كه خود مظهر قدرتِ یزدان و مظهر سیطره و چیرگی خدای جبار است، از طرف ما بندگانِ ضعیف امكان پذیر است؟ در پاسخ، با استناد به آیاتی چند می‌نویسد: «خداوند خود در قرآن كریم فرموده: «إن تنصروا الله ینصركم و یثبّت أقدامکم؛ اگر خداوند را یاری كنید، او نیز شما را یاری كرده و گام‌هایتان را ـ در سلوك راه حق ـ ثابت و پایدار نگاه می‌دارد». ممكن است این سؤال در ذهن كسی خطور كند كه خداوند متعال كه خود بی‌نیاز مطلق است و احتیاج و نیاز در ذاتِ مقدّس او راه ندارد و معقول و پذیرفتنی هم نیست؛ چگونه چنین درخواستی را از بندگان خود نموده است؟»

یا در جای دیگر فرموده: «من ذالّذی یقرض الله قرضاً حسناً؛ كیست كه به خداوند قرض نیكو بدهد» در پاسخ باید گفت: خداوند از شدت علاقه و محبتی كه به اولیای خود دارد، یاری آنها را یاری خود، ظلم به آنها را ظلم به خود، احسان به آنها را احسان به خود فرض كرده و آنان را معیار و ملاك قرار داده تا بندگانش را بیازماید. پس هر كس كه ادعای دوستی خدا را دارد باید اولیای او را دوست بدارد، چنانكه در بسیاری از زیارات معصومین(ع) آمده است:

«من أحبّكم فقد أحبّ الله و من أبغضكم فقد أبغض الله؛ كسی كه شما را دوست بدارد، خدا را دوست داشته و هر كه با شما دشمنی كند، خدا را دشمن داشته است».

پس با توضیحات بالا روشن شد، اگر كسی بخواهد خدا را یاری كند تا مشمول عنایات پروردگار و امدادهای غیبی او واقع شود، باید اولیای او را یاری كند و بدیهی است كه سر سلسلة اولیای الهی و محبوب‌ترین افراد در درگاه ربوبی، پیامبر خدا(ص) و اهل بیت(ع) او هستند و آنان سرچشمة همة بركات و واسطة همة فیوضاتِ الهی می‌باشند و آنچه از طرف پروردگار به بندگانش احسان می‌شود به خاطر آنهاست.

و در زمان حاضر ولایت كلیة الهیه و خلافت و وصایت نبویه به وجود مبارك حجت بن الحسن(ع) اختصاص دارد و اوست كه واسطة میان خدا و خلق می‌باشد: «و بیمنه رُزق الوری و بوجوده تثبت الأرض و السماء؛ به بركت وجود نازنین اوست كه به همة موجودات روزی داده می‌شود و به وجود شریف اوست كه زمین و آسمان پایدار مانده است».

پس وظیفة ما در مقابل این همه الطاف و عنایات كه از ناحیة مقدس او به ما می‌رسد، شكرگزاری است و كمترین مرتبة شكر آن است كه نعمت‌های ولیّ خود را در راه مخالفت با او به كار نبریم و موجباتِ خوشنودی او را فراهم آوریم و او را به هر شكل ممكن یاری دهیم كه این خود یاریِ خداست و همان چیزی است كه خداوند در برابر آن، وعدة نصرت به بندگانش را داده است.1

انگیزة نگارش كتاب
مرحوم فقیه ایمانی پس از بیان منظور از یاری امام عصر(ع)، در انگیزة تألیفِ خود می‌نویسد: از آنجایی كه زنده كردن امر امام زمان(ع) و دعوت و هدایت بندگان به سوی ولایتِ ایشان، نصرت و یاری آن حضرت است ـ و این هدف با تحریر و نشر سخنان اهل بیت(ع) در این موضوع به دست می‌آید، در خاطر قاصر این عبد ضعیف ـ محمّدباقر (فقیه ایمانی) ـ چنین آمد كه در ضمن چند ورق، راه‌هایی را كه به واسطة آنها، نصرت آن امام مظلوم تحقّق پیدا می‌كند را یادآوری كنم و آن را «لواء الانتصار؛ پرچم یاری» یا: شیوه‌های یاری قائم آل محمّد(ص)، بنامم.2

گزارشی از كتاب
این كتاب در دو فصل نگارش و تدوین یافته است: 1. فصل اوّل در: فضیلت نصرت و یاری اهل بیت(ع) در اخبار و روایات كه مؤلف با آوردن احادیث و اخباری فضیلت یاوری اهل بیت پیامبر(ص) را مختصراً بازگو می‌كند؛ 2. فصل دوم كتاب كه سایر بخش‌های كتاب را در برمی‌گیرد، در بیان چگونگی و كیفیت نصرت و یاری امام زمان(ع) در امر دین است. این فصل به بیان دوازده كیفیت پرداخته و نگارش یافته است كه گزارشی از موضوعات و مطالب آن جهت آشنایی با بیشتر این شیوه‌ها در ادامه می‌آید.

1. یاری امام زمان(ع) با پیشه كردن تقوا: مرحوم فقیه ایمانی در ذیل این شیوه، شانزده راه و روش را برمی‌شمارد كه به اختصار به چند مورد آن اشاره می‌شود:

الف) از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین اموری كه آن حضرت(ع) از جانب حق تعالی بر عهده دارند، هدایت بندگان و ارشاد آنان به سوی فلاح و صلاح است. پس هرگاه كسی یك نفر از بندگان خدا را هدایت كند یا اینكه خودش را اصلاح نماید و تقوا پیشه كند، به همان مقدار كه در هدایت او یا اصلاح خود گام بردارد، امام(ع) را یاری كرده است.

ب) هرگاه مؤمنی به صفتِ تقوا آراسته گردید و آثار كمال از او ظاهر شد، امام(ع) به وجود او افتخار می‌كند و در حقیقت مایة زینت امام(ع) شده است.

ج) هرگاه بندة مؤمنی بر اثر تقوا به درجة كمال رسید، خداوند متعال بعضی از كرامات را گاه گاه از او ظاهر می‌نماید و این ـ ظهور كرامات ـ موجب كمال و استحكام عقیده و معرفت مردم نسبت به امام زمان(ع) می‌شود كه اینان كه شیعه و دست‌پروردة اویند، چنین‌اند، پس خود او چگونه است.

د) از برترین اقسام یاری امام زمان(ع)، دعا در تعجیل فرج آن حضرت است و بدیهی است كه از شرایط استجابت دعا، تقوا است. پس دعا و طلب فرج آن حضرت زمانی واقعاً یاری امام(ع) به حساب می‌آید كه بنده، حقیقتاً دارای صفتِ تقوا باشد.3

2. یاری امام زمان(ع) با راهنمایی جاهلان: مرحوم فقیه ایمانی در این باب می‌نویسد: هدایتِ بندگانِ خدا یكی از شئون امامت امام(ع) است، پس هر كس به توفیق الهی بتواند وسیلة هدایتِ گروهی شود، در حقیقت آن حضرت را در امر ترویج و تبلیغ دین یاری كرده و با این عمل نصرت الهی را محقّق نموده است. بنابراین هر كس به هر شكلی كه برای او ممكن است باید در راهنمایی افراد گمراه و نادان تلاش كند كه این شیوه، از بهترین عبادت‌ها و باعث نزدیكی به پروردگار است و مقصود از زنده كردن [نفس] در این آیة شریفه «و من أحیاها فكأنّما احیی الناس جمیعاً؛4 هر كس نَفْسی را زنده كند، گویا تمام مردم را زنده كرده است» همین هدایت است و این تكلیف بیشتر متوجه علما است.5

3. یاری امام زمان(ع) با تحصیل علوم و معارف دینی: شخص مؤمن با كوشش در فراگیری علوم و معارف دینی، در حقیقت امام عصر(ع) را یاری كرده است، زیرا اوّلاً خودِ انسان از جملة كسانی است كه هدایتِ او از شئون امام است، پس همان طور كه به هدایت دیگران، یـاری امــام(ع) حاصل می‌شود، فراهم آوردن وسایل هدایت خود نیز یاری آن حضرت به حساب می‌آید، ثانیاً: آمـوختـن علوم دینی، مقدمة راهنمایی خلق است. وقتی نور علم پیدا شد، دیگران نیز از روشنایی آن بهره‌مند می‌شوند و بدین وسیله یاری امام زمان(ع) تحقّق پیدا می‌كند.6

4. یاری امام عصر(ع) با امر به معروف و نهی از منكر: یكی دیگر از راه‌ها و شیوه‌های یاری امام عصر(ع)، انجام دو فریضة امر به معروف و نهی از منكر است كه اگر با شرایط آن انجام شود، آثار ظاهری و باطنی را به دنبال دارد. آثار ظاهری این دو فریضه در این راستا این است كه: به وسیلة امر به معروف، تاركان كارهای نیكو، آنها را به جا می‌آورند و همچنین با نهی از منكر گناهكاران یا كلّاً گناه را ترك می‌كنند یا كمتر انجام می‌دهند.

و در این آثار ظاهری، نوعی نصرت و یاری امام زمان(ع) نهفته است، زیرا اینها از اموری است كه مختص به وجود مبارك امام(ع) است. پس هر كس مؤفق به انجام این امور شود، البته امام را یاری نموده است.

امّا آثار باطنی این دو فریضه این است كه: موجب نزول بركات و فیوضات الهی شده و سبب برطرف شدن بلاها و گرفتاری‌ها می‌گردد. كه در این آثار باطنی نوعی نصرت امام(ع) نهفته است، زیرا بركات و فیوضات الهی به یُمن وجود مبارك امام(ع) به بندگان می‌رسد، پس هر كس باعث برطرف شدن موانع و سبب ظهور آنها گردد، آن حضرت را در ظهور آثار وجودی ایشان یاری كرده است.7

5. یاری ولیّ امر(ع) از طریق مرابطه: حضرت آیت الله فقیه ایمانی ابتدا «مرابطه» را این‌گونه معنی می‌كند: «مرابطه، یعنی آمادگی و مسلّح بودن در برابر دشمنان اسلام در مرزها» ایشان با آوردن این آیه و تفسیر آن از امام صادق(ع)، یاری امام عصر(ع) به وسیلة مرابطه را چنین می‌نویسند: كلینی در كتاب «كافی» در ذیل این آیة شریفه «إصبروا و صابروا و رابطوا»8 از امام صادق(ع) روایت كرده: یعنی «بر سختی واجبات صبر كنید و یكدیگر را به پایداری در مصایب امر كنید و برای ائمه(ع) مرابطه نمایید».

مؤلف آنگاه مرابطه را در دو قسم این‌گونه تبیین می‌كند: 1. اینكه جمعی از مسلمانان برای حراست از كیان كشور اسلامی پیوسته آماده باشند كه یاری امام زمان(ع) بدین شیوه كاملاً واضح است، زیرا حفظ كیان اسلام و مسلمانان از اموری است كه به وجود مبارك امام(ع) بازگشت كرده و از شئون امامت است. پس هر كس در این راه تلاش كند، زحمتی از دوش مبارك آن حضرت برداشته، باعث عزّت و شرف ایشان گشته و به نوعی امام خود را یاری كرده است؛
2. قسم دوم مرابطه آن است كه شخص مؤمن پیوسته و در همه حال منتظر فرج امام زمان خود باشد و خویشتن را برای شركت در قیام بزرگ و جهانی آن حضرت ـ هر چند با آماده كردن یك تیر ـ مهیّا سازد كه امام صادق(ع) در این باره فرمود: «هر یك از شما [مسلمانان] باید برای قیام قائم آمادگی پیدا كند، اگرچه با داشتن یك تیر باشد».9

6. یاری صاحب الامر(ع) با تقیّه نمودن: تقیّه، یعنی در برخورد با دشمنان آن گونه رفتار شود كه جان و مال و آبروی فرد مؤمن و دیگر مؤمنان حفظ شود. مرحوم فقیه ایمانی این نوع یاری را در سه دسته تقسیم نموده، از جمله اینكه چگونه می‌توان به وسیلة تقیّه امام زمان(ع) را یاری كرد؟ وی در پاسخ می‌نویسد: چنان‌كه گفته شد «تقیه» در موردی است كه شخص مؤمن به علّت انجام یا ترك كاری در معرض خطر [جانی ـ مالی ـ آبرویی و... ] باشد و همچنین آن خطر نسبت به آن حضرت یا شیعیان و دوستان آن حضرت باشد، پس اگر مؤمن در این گونه موارد تقیّه كند در اصل امام خود را در دفع خطر و ضرر یاری كرده است، مانند مواردی كه گفتار و كردار بندة مؤمن [خدای ناخواسته] موجب مسخرة دشمنان یا بی‌ادبی جاهلان نسبت به اولیای حق و امامان معصوم(ع) شود.10 مؤلف در ادامه روایاتی را در فضیلت تقیّه و همچنین در نكوهش ترك آن [در جایگاه خود] و اشاراتی به موارد و كیفیت آن آورده است.

7. یاری امام عصر(ع) با دعا در تعجیل فرج آن حضرت: احادیث و روایات دلالت دارد كه احقاقِ حقوق الهی و حقوق همة انبیا، اوصیا و اولیا بستگی كامل به ظهور سرشار از سرور حضرت بقیة‌الله(ع) دارد و متوقف بر آن است. همچنین از بسیاری از اخبار و فقرات ادعیه و زیارات استفاده می‌شود كه اصل وقوع ظهور آن حضرت یك وعدة تخلف ناپذیر الهی است، ولی زمان وقوع آن حركت و حادثة عظیم از امور «بداءپذیر» بوده كه قابل تعجیل و تأخیر می‌باشد.

از بعضی از روایات این گونه به دست می‌آید كه دعای مؤمنان ـ چنانچه با شرایط و آداب كامل باشد ـ تأثیر به سزایی در تعجیل فرج خواهد داشت و روشن است كه اگر فعل كسی در وقوع امری تأثیر داشته باشد، به نوعی در آن امر كمك كرده است. نتیجه آنكه: دعای شخص مؤمن جهت تعجیل فرج، در حقیقت، نصرت و یاری امام عصر(ع) است.11

مرحوم مؤلف در ادامة این فصل چنین آورده است: همان طور كه دعا موجب تعجیل در فرج است، ترك آن نیز باعث تأخیر در فرج می‌شود. ایشان از طریق استناد به شواهد قرآنی و روایی به تبیین این مهم می‌پردازد. آوردن آیات و روایات و تفسیر و تأویل آنها بر این مطلب تأكید می‌كند.

وی همچنین با آوردن روایاتی مبنی بر اینكه امامان معصوم(ع)، خود گاهی اوقات از شیعیان خود می‌خواستند، كه برای حوایج و مهمات آنها دعا كنند، نتیجه می‌گیرد كه دعای مؤمن در اصلاح حوایج و برطرف شدن هموم و غموم (ناراحتی‌ها و نگرانی‌های) امامان(ع) تأثیر دارد و این مطلب منافاتی با این قضیه ندارد كه امامان با اینكه خود وسیلة همة فیوضات الهی برای دیگران هستند و از هر جهت از دیگران بی‌نیاز می‌باشند [امّا از دیگران درخواست دعا نمایند] چنان‌كه خداوند متعال با آنكه غنی بالذات بوده و بی‌نیاز می‌باشد، امّا بندگان را امر به عبادت خود فرموده و همچنین از آنها طلب یاری نموده و حتی قرض خواسته است.

حكمت این امور، آن است كه بندگان، خود را در راحتی عقیده و گفتار و در مقام دوستی با او بیازمایند و با انجام این اعمال لیاقت و قابلیت رحمت او را بیابند.12 مؤلف در ادامه، مطالب خواندنیِ خوب و قابل استفاده‌ای را دربارة شرایط دعا و اوقات و مكان‌های آن ذكر می‌كند.

8. یاری امام زمان(ع) به واسطة تمنا و آرزوی یاری ایشان: تمنا و آرزوی یاری امام زمان(ع) هنگامی كه با عزم و ارادة حقیقی و اشتیاق قلبی و صدق و یقین باشد در حقیقت یاری امام عصر(ع) است و بر دو قسم است: اوّل، اینكه اشتیاق فراوان و اراده و تصمیم داشته باشد كه هرگاه آن حضرت ظهور كنند، ایشان را یاری نماید. دوم، اینكه اندیشة نصرت و یاری اسلام [حقیقتاً] در قلب او باشد و به واسطة خرابی و نابسامانی در اسلام اندوهگین باشد.

فردِ مؤمن، شوق و اشتیاق فراوانی برای نصرت و یاری امام زمان(ع) دارد و چون در خارج، اسباب ظاهری آن مهیّا نیست، همواره آرزوی فراهم شدن زمینة آن را دارد و برای آن بی‌تابی می‌كند. مؤمن منتظر، پیوسته با غم و اندوه همدم است تا به حدّی كه حالت ندبه پیدا می‌كند؛ در این صورت است كه خداوند به او اجر كامل یاری امام زمان(ع) را عنایت كرده و او را از یاوران قائم آل محمد(ع) به شمار می‌آورد.13

بندة مؤمن اگر تمنای نصرت و یاری اسلام را داشته و حقیقتاً برای مصیبت‌های اسلام غمناك باشد امّا چون توانایی یاری اسلام را ندارد، به واسطة تمنای آن، در زمرة یاوران واقعی محسوب می‌شود. از آنجا كه نصرت و یاری و حفظ اسلام از شئون خاصة امام زمان(ع) است، پس هر كس، به هر عنوان و به هر وسیله‌ای كه سعی و كوشش در نصرت اسلام نماید، در حقیقت امام عصر(ع) را یاری نموده است.14مرحوم مؤلف در این باب، روایاتی را دربارة ادخال سرور در قلب مؤمن و رفع گرفتاری‌های مؤمنان و حقوق برادران دینی می‌آورد و از آن نتیجه می‌گیرد كه كمك به آنان و یاری رساندن به ایشان، یاری رساندن به امام زمان(ع) است.15

9. یاری حجّت خدا(ع) با انتظار ظهور و فرج آن حضرت: اهمیت انتظار ظهور به حدّی است كه منتظر در زمرة مجاهدان و شهدای در حضور امام(ع) به شمار می‌رود. مرحوم فقیه ایمانی این بخش را در سه قسمت سامان داده است: 1. روایاتی كه بیان می‌كند كه انتظار فرج، فضیلت نصرت و شهادت در راه خدا را دارد. از جمله: در «نورالابصار» از ابی حمزه نقل شده كه گفت: به امام صادق(ع) عرض كردم: «فدایت شوم، پیر و ناتوان شده و اجلم نزدیك شده و می‌ترسم پیش از وقوع امر فرج شما بمیرم».

امام(ع) فرمود: «ای اباحمزه! هر كس كه ایمان داشته باشد و گفتار ما را تصدیق كند و منتظر فرج ما باشد، مانند كسی است كه در زیر پرچم حضرت قائم(ع) شهید شده، بلكه پاداش كسی را دارد كه در ركاب پیامبر اكرم(ص) شهید شده است».16 و در روایت دیگری آن حضرت فرمود: «هر كس كه در حال انتظار فرج از دنیا برود نزد حق‌تعالی از بسیاری از شهیدان بدر و احد برتر است».17

از این روایات و روایات مشابه آن استفاده می‌شود كه خداوند به واسطة انتظار، اجر و پاداش مجاهدان و شهیدان در ركاب حضرت قائم(ع) را مرحمت فرموده و منتظران فرج را در فوج یاوران ایشان محشور می‌فرماید.18 مرحوم مؤلف فصل دوم این باب را به فضیلت‌های انتظار اختصاص داده و احادیثی را در این باره می‌آورد.

3. در بیان معنای انتظار و شرایط و آداب آن: مرحوم فقیه ایمانی در این باب در معنای «انتظار» می‌نویسد: حقیقت انتظار، بر حسب مفهوم لفظی آن، ضدّ یأس است و مراد از انتظار چیزی، آن است كه یقین به وقوع آن داشته، چشم به راه آن و امیدوار به وقوع آن باشد. آنگاه ایشان انتظار را به دو مقولة قلبی و بدنی تقسیم می‌كند و می‌نویسد: «انتظار قلبی دارای درجات سه گانه است: الف) یقین داشته باشد كه ظهور آن حضرت حق است و واقع خواهد شد و در آن وعدة الهی، تخلفی نیست لذا هر قدر هم در تحقق آن تأخیر شود، ناامید نگردیده و اصل آن را منكر نشود و بداند كه اعتقاد به این درجه واجب است و حقیقت ایمان به آن بستگی دارد و نبود آن در باطن امر، موجب كفر و ضلالت است، اگر چه به حسب ظاهر، محكوم به احكام اسلام باشد، چون انكار امر امامت است هر چند در ظاهر اقرار به توحید و رسالت دارد.

ب) ظهور را منحصر به وقت خاصّی نداند كه قبل از آن، مأیوس از وقوع آن شود، اعتقاد به این درجه نیز واجب است از این یأس و ناامیدی نهی شده و حرام است و این حرمت و حرام بودن به علّت «تكذیب وقّاتون» است.

ج) به حسب آنچه در روایات آمده، در همه حال منتظر بوده و امید به ظهور داشته باشد و اعتقاد به این درجه، مقتضای كمال ایمان است، زیرا لازمة كمال ایمان شخص مؤمن در این است كه فرج را نزدیك بداند و پیوسته چشم به راه بوده و همه وقت منتظر آمدن مسافر خود باشد.19

مرحوم فقیه ایمانی در ادامه دربارة «انتظار بدنی» می‌نویسد: هرگاه انسان مزرعه‌ای داشته، آن را اصلاح كرده، تخم كاشته و آب داده باشد، چون احتمال وقوع آفاتِ زمینی و آسمانی می‌رود، دعا می‌كند و از خداوند متعال حفظ آن زراعت را از آفات طلب می‌كند و با این حال در انتظار زمان رسیدن محصول باقی می‌ماند. همان‌گونه كه در نعمت‌های دنیوی، خداوند متعال اسباب را مهیّا كرده و نعمت‌ها را به وسیلة آن اسباب عطا می‌فرماید، همچنین برای تعجیل در ظهور امام ـ كه وسیلة ظهور همة نعمت‌هاست ـ اسبابی مقرّر فرموده كه به دست خود بندگان است و آن اسباب عبارت از تقوا و اعمال صالح است. گناهان بندگان، افشا كردن اسرار آل محمد(ص) و تقیّه نكردن از دشمنان از اموری است كه خود امر فرج را به تأخیر می‌اندازد، لذا بندة مؤمن باید با توبه از همة گناهان، دفع آفات را طلب كند و در انتظار زمان رسیدن محصول یعنی روز ظهور و فرج امام باقی بماند. این حالت، انتظار كامل بدنی بوده و از لوازم كمال ایمان است.20
مؤلف به دنبال بحث مهمّ انتظار، به شرایط آن می‌پردازد و دو شرط مهم را برای آن ذكر می‌كند: 1. خلوص نیت، 2. صبر و شكیبایی. ایشان در بحث صبر به اقسام و درجات آن اشاره كرده و مطالب مفیدی را می‌آورد و رشتة بحث را به آداب انتظار گره زده، می‌نویسد: مؤمن هرگاه واقعاً انتظار ظهور مولای خود را دارد و حقیقتاًَ مشتاق دیدار آن طاووس كبریایی است و درك حضور او را آرزو دارد، باید بعد از تحصیل انتظار، كوشش نماید تا باطن خود را به محاسن و مكارم اخلاق زینت دهد و ظاهر خود را به آداب و سنن نبوی(ص) از قبیل انجام نوافل و مستحبّات و ترك مكروهات آراسته گرداند.21

مؤلف دامنة بحث را با علایم انتظار فرو چیده و در این باب دو مطلب مهم را خاطر نشان می‌كند و آن اینكه: از آشكارترین علامت‌های انتظار دو چیز است: 1. اشتیاق قلبی: زیرا هر چه محبوب در نظر حبیب عزیزتر و محبت حبیب نسبت به او بیشتر باشد، اشتیاق او به دیدار محبوب زیادتر می‌شود و هر چه آتش اشتیاق شعله‌ورتر شود، فراق دوست تلخ‌تر خواهد شد و هر چه مفارقت درازتر گردد، غم و اندوه فراوان‌تری به دنبال خواهد داشت به حدّی كه باعث بكاء و گریه، بلكه موجب جزع و ندبه می‌شود.22

2. دومین علامت و نشانة انتظار، عزلت و دوری از نامحرمان و همچنین كمی گفتار و دوری از مطالب بیهوده است. پس هر كس این آثار را در وجود خود به صورت بیشتر و كامل‌تر از نظر ظاهری و باطنی داشته باشد، نشان آن است كه مقام اشتیاق و حقیقت انتظار او برای ظهور و فرج مولای خود و زیارت جمال نورانی او كامل‌تر است.23

بنابراین هرگاه بنده‌‌ای به اندازة توانایی خویش در نصرت و یاری امام زمان(ع) كوشش كند و فرج آن حضرت را انتظار كشد، چنین شخصی در زمرة یاوران آن حضرت قرار می‌گیرد.24


10. یاری امام زمان(ع) با طلب آمرزش برای مؤمنان: یكی دیگر از راه‌های نصرت و یاری امام(ع) طلب آمرزش برای همة اهل ایمان است؛ چه در حال حیات بوده یا اینكه از دنیا رفته باشند. در اخبار زیادی نقل شده است كه دعای مؤمن در حقّ دیگر مؤمنان و در غیاب آنان مستجاب است و از جمله دعاهایی است كه رد نمی‌شود. پس هرگاه مؤمنان علاوه بر توبه از جانب خود، برای دیگر مؤمنان طلب آمرزش نمایند، كمال امیدواری است كه این توبه و دعا و آمرزش مورد قبول درگاه الهی شده و به واسطة آن، فرج نزدیك‌تر شود و واضح است كه هرگاه مؤمنان هر زمان بدین شكل توبه و دعا كنند و آن، مورد قبول حضرت حق واقع شود، چنین توبه و دعایی وسیلة تعجیل فرج شود و این معنای نصرت كامل امام عصر(ع) است.25

مرحوم فقیه ایمانی در ادامه دربارة فواید دعای فردی ـ در صورتی كه دعای جمعی اتفاق نیفتد ـ می‌آورد: «در چنین زمانی كه مولای ما(ع) مظلوم واقع شده‌اند و حقّ الهی ایشان ـ كه تصرّف در جمیع امور بندگان است ـ به علّت طغیان ظالمان و سركشی اشرار و كمی یاوران و انصار غصب گردیده است، توبه و دعای مؤمنان، نوعی نصرت برای ایشان است و این نوع كمك مقدور همة بندگان نیز است و اگر همگی این نوع نصرت و یاری را انجام می‌دادند، رفع مظلومیت از آن حضرت می‌شد، امّا مادامی كه توبه و دعای جمعی اتفاق نیفتاده است هر كس باید عمل به تكلیف واجب خود كند تا در زمرة انصار واقعی آن حضرت به شمار آید.26

11. یاری آخرین حجّت خدا(ع) با یاری سیدالشهداء(ع): این بخش، آخرین بخش كتاب بوده و كتاب كه در 12 قسمت به تعداد امامان معصوم(ع) نگارش یافته، به پایان می‌رسد. مرحوم مؤلف این بخش را از دیگر بخش‌های اشاره شده، برتر و ارزشمندتر دانسته و برای اهمیت آن سه مطلب را مورد اشاره قرار داده است.

لف) دلایلی عقلی و نقلی بر این موضوع وجود دارد كه نصرت و یاری سیدالشهداء(ع) همان نصرت و یاری امام عصر(ع) است، از جمله: نقل روایتی از امام حسین(ع) كه در كربلا به اصحاب خود فرمود: «هر كس ما را با جان خود یاری كند در درجات برتر بهشت با ما خواهد بود». جدّ بزرگوارم رسول خدا(ص) فرمود: «فرزندم چنین در كربلا در حال تنهایی و تشنگی شهید خواهد شد، هر كس او را یاری كند، مرا و فرزندش حضرت قائم(ع) را یاری كرده است».27 مفهوم فرمایش پیامبر خدا(ص) این است كه به یاری امام حسین(ع)، یاری حضرت صاحب الامر(ع) حاصل می‌شود و تبیین مطلب چنین است: «زیرا از وجود مبارك سیدالشهداء(ع)، نصرت و یاری كامل، نسبت به خداوند متعال در امر دین مبین ظاهر و آشكار گردید به طوری كه آن درجة محبت و نصرت از احدی از انبیا و اولیا از اولین و آخرین ظاهر نشده است. ـ اگرچه اهل بیت ـ از پیامبر اكرم(ص) تا حضرت قائم(ع) ـ از نظر كمال معرفت و خلوص محبت به اندازة كمال حسینی یا كامل‌تر از آن حضرت بودند؛ اما در مقام ظهور و بروز درجات محبت و نصرت حضرت احدیت، حضرت اباعبدالله(ع) از دیگر اولیا ممتاز شدند ـ [به همین علّت] هم خداوند متعال در مقام عطایای خاصة خود نسبت به آن حضرت، قلوب بندگان، حتی اولیا و انبیای مرسل خود را ـ از اولین و آخرین ـ مجذوب ایشان گردانید.

همچنین به همین دلیل است كه دوستی سیدالشهداء(ع) به منزلة محبت به همة اهل بیت(ع) و زیارت ایشان، زیارت همه و گریه بر ایشان، گریه بر همه و ادای حقّ ایشان، ادای حقوق همة امامان(ع) و نصرت و یاری ایشان، نصرت و یاری همة اهل بیت(ع) است. پس هر كس در هر زمان و با هر عنوان، امر و اهداف سیدالشهداء(ع) را زنده نماید و ایشان را نصرت و یاری كند؛ امر و اهداف حضرت قائم(ع) را زنده گردانیده و [در حقیقت] آن حضرت را یاری نموده و در زمرة یاران آن جناب داخل گردیده است، زیرا در این زمان خونخواه و صاحب مصیبت عظمای او در عالم، كسی جز وجود مبارك حضرت صاحب العصر و الزمان(ع) نیست و روشن است كه حضور در عزای او و همراهی با صاحب سوگ، نوعی یاری نمودن او به شمار می‌رود.28

آیت الله میرزا محمد باقر فقیه ایمانی(ره) كتاب «لواء الإنتصار» یا شیوه‌های یاری قائم آل محمد(ع) را با ذكر مطالبی پیرامون فضایل زیارت و آداب و شرایط و حدود و اوقات زیارتی سیدالشهداء(ع) به پایان می‌برد. گفتنی است كه این كتاب به علّت شیوه‌های نوین و دسته‌بندی مطالب و نكته‌های ناب فراوانی كه در آن وجود دارد، یك بار برگزیدة جشنوارة برترین‌های فرهنگ مهدویت گردیده است. خواندن چندین بارة این كتاب نفیس را به همة علاقه‌مندان معارف مهدوی توصیه می‌كنیم و این گزینش و گزارش را با آرزوی ظهور سرشار از سرور امام عصر(ع) و شادی روح این فقیه دلدادة امام زمان(ع) پایان می‌بریم.

ماهنامه موعود شماره 99
عبدالحسن تركی

پی‌نوشت‌ها:
1. فقیه‌ایمانی، محمّدباقر، شیوه‌های یاری قائم آل محمد، صص 11 و 12.
2. همان، ص 12.
3. همان، صص 23 و 32.
4. سورة مائده، آیة 32.
5. شیوه‌های یاری و قائم آل محمد، صص 33 ـ 34.
6. همان، ص 37.
7. همان، صص 39 ـ 40.
8. سورة آل عمران (3)، آیة 200؛ كافی، ج 2، ص 81، ح 2.
9. غیبت نعمانی، ص 320.
10. شیوه‌های یاری قائم آل محمد، ص 47.
11. همان، صص 57 ـ 58.
12. همان، صص 65 ـ 66.
13. همان، صص 89 ـ 90.
14. همان، صص 92 ـ 93.
15. همان، صص 95 ـ 96.
16. تفسیر برهان، ج 4، ص 293، ح 9.
17. كافی، ج 1، ص 334، ذیل ح 2.
18. شیوه‌های یاری قائم آل محمد، ص 114.
19. همان، صص 118 ـ 121.
20. همان، صص 121 ـ 122.
21. همان، ص 133.
22. همان، ص 134.
23. همان، ص 135.
24. همان، ص 138.
25. همان، صص 140 ـ 141.
26. همان، صص 142 ـ 143.
27. ر.ك: شوشتری، شیخ جعفر، فوائد المشاهد.
28.  شیوه‌های یاری قائم آل محمّد، صص 152 ـ 155.

لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " دانلود مداحي " برای " حامد " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم